مدل های ذهنی بیان ساده ای از فرآیندهای پیچیده یا روابط هستند. این مدل ها با گذشت زمان توسط یک فرد جمع می شوند و برای تصمیم گیری سریعتر و بهتر استفاده می شوند.
یک مثال در اینجا آورده شده است: اصل پارتو بیان می کند که تقریباً 80 ٪ از کل خروجی ها از 20 ٪ تلاش است.
در زمینه مدیریت محصول ، این مدل نشان می دهد که به جای تلاش برای ایجاد 100 ٪ از فرصت مشتری ، ممکن است بخواهید به دنبال چگونگی انجام 20 ٪ تلاش و حل 80 ٪ فرصت باشید. تیم های محصول این تجارت را همیشه از بین می برند ، و نتایج اغلب به نظر می رسد که ویژگی های آن راه اندازی می شود که 20 ٪ از مشتریان با موارد استفاده پیچیده تر پشتیبانی نمی شوند.
مدل های ذهنی قدرتمند هستند ، اما ابزار آنها محدود به زمینه هایی است که از آن خارج شده اند. برای مقابله با این ، نباید به یک یا حتی چند مدل ذهنی اعتماد کنید ، در عوض باید به طور مداوم در حال ساختن شبکه ای از مدل های ذهنی باشید که می توانید برای تصمیم گیری بهتر از آن استفاده کنید.
این مفهوم توسط چارلی مونگر ، معاون مشهور برکشایر هاتاوی ، در سخنرانی که وی در مورد چگونگی به دست آوردن عقل تأمل کرد ، محبوب شد:
خرد ابتدایی و دنیوی چیست؟خوب ، قانون اول این است که اگر فقط واقعیت های منزوی را به خاطر بسپارید و سعی کنید و دوباره به عقب برگردید ، واقعاً نمی توانید چیزی بدانید. اگر واقعیت ها در یک شبکه تئوری قرار نگیرند ، شما آنها را به صورت قابل استفاده ندارید.
شما باید مدل هایی را در ذهن خود داشته باشید. و شما باید تجربه خود را - هم در این زمینه و چه مستقیم - در این شبکه از مدل ها تنظیم کنید. شاید شما متوجه دانش آموزانی شوید که فقط سعی می کنند آنچه را که به یاد می آورند به خاطر بسپارند و به آنها برگردانند. خوب ، آنها در مدرسه و زندگی شکست می خورند. شما باید تجربه خود را در یک شبکه از مدل های موجود در ذهن خود آویزان کنید.
مدل ها چیست؟خوب ، اولین قانون این است که شما باید چندین مدل داشته باشید - زیرا اگر فقط یک یا دو مورد از آن استفاده می کنید ، ماهیت روانشناسی انسان به گونه ای است که شما واقعیت را شکنجه می کنید تا متناسب با مدل های شما باشد ،یا حداقل فکر می کنید این کار را انجام می دهد. شما معادل یک کایروپراکتور می شوید که البته ، مشاعره عالی در پزشکی است.
این مانند جمله قدیمی است ، "به مرد فقط با چکش ، هر مشکلی شبیه به ناخن است."و البته ، این روشی است که متخصص کایروپراکتور در مورد پزشکی می رود. اما این یک روش کاملاً فاجعه بار برای تفکر و روشی کاملاً فاجعه بار برای فعالیت در جهان است. بنابراین باید چندین مدل داشته باشید.
در این پست برخی از مفیدترین مدلهای ذهنی که من در حرفه خود در مدیریت محصول جمع کرده ام ، تشریح شده است. همانطور که مدل های جدید را یاد می گیرم ، به طور مداوم پست را به روز می کنم.
این همچنین یک پست برای مدیران محصول نیست ، بلکه برای همه است که روی محصولات کار می کنند. تفکر محصول برای نقش یک نخست وزیر مقدس نیست ، در واقع ، این حتی در دست سازندگان نیز مفیدتر از PM است.
مدل های ذهنی که ما پوشش خواهیم داد در دسته های زیر ساختار یافته اند:
- فهمیدن کجا سرمایه گذاری کنید
- طراحی و اسکوپینگ
- حمل و نقل و تکرار
فهمیدن کجا برای سرمایه گذاری - مجموعه بعدی مدل های ذهنی برای تصمیم گیری در مورد اینکه تیم شما باید چه چیزی را بسازد یا "سرمایه گذاری کنید" مفید است.
1. بازده سرمایه گذاری
یک مفهوم مالی: برای هر دلار که سرمایه گذاری می کنید ، چقدر برمی گردید؟در محصول ، به منابعی که دارید (زمان ، پول ، مردم) به عنوان "سرمایه گذاری" و بازده به عنوان تأثیر مشتریان فکر کنید.
چگونه مفید است
منابع موجود برای یک تیم محصول زمان ، پول و [تعداد و مهارت] افراد است. هنگامی که پروژه های احتمالی را که می توانید انجام دهید ، مقایسه می کنید ، همیشه باید یکی از مواردی را انتخاب کنید که تأثیر را برای مشتریان برای هر واحد از منابع شما داشته باشد.
2. ارزش زمان حمل و نقل
محصول ارسال شده در اوایل بیشتر از محصول ارسال شده در زمان بعدی برای مشتریان ارزش بیشتری دارد.
چگونه مفید است
هنگام تصمیم گیری بین مشکلات/فرصت های سرمایه گذاری ، شما فقط نمی توانید مزایای ویژگی های مختلفی را که می توانید بسازید مقایسه کنید (اگر این کار را می کردید ، همیشه بزرگترین ویژگی را انتخاب می کنید).
درعوض ، برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری خوب ، باید در نظر بگیرید که این ویژگی ها چقدر سریع ارسال می شوند و ارزش بیشتری را بر روی ویژگی هایی که سریعتر ارسال می شود قرار دهید.
3. افق زمانی
مربوط به ارزش زمان حمل و نقل ، تصمیم سرمایه گذاری مناسب بر اساس دوره زمانی که برای آن بهینه می کنید تغییر می کند.
چگونه مفید است
تصمیم به پرسیدن "چگونه می توانیم بیشترین تأثیر را در 3 ماه آینده ایجاد کنیم؟"یا "چگونه می توانیم بیشترین تأثیر را در 3 سال آینده ایجاد کنیم؟"منجر به تصمیمات چشمگیر متفاوت برای تیم شما خواهد شد.
از این رو نتیجه می گیرد که تراز کردن با تیم و ذینفعان شما در مورد اینکه چه افق برای بهینه سازی برای بهینه سازی برای اولین بار است ، اولین بحث است.
4. مقدار مورد انتظار
پیش بینی آینده ناقص است. درعوض ، تمام تصمیمات احتمال نتایج متعدد آینده را ایجاد می کنند. مبلغ وزارت امور خارجه از این نتایج ، ارزش مورد انتظار یک تصمیم است.
چگونه مفید است
هنگام بررسی تأثیر یک پروژه، تمام نتایج ممکن را ترسیم کنید و احتمالات را تعیین کنید. تنوع نتیجه معمولاً شامل احتمال بیشتر از حد انتظار طول می کشد و احتمال شکست در حل مشکل مشتری.
هنگامی که همه نتایج را ترسیم کردید، یک جمع وزنی احتمالی از ارزش نتایج را انجام دهید و تصویر بهتری از بازده سرمایه گذاری خواهید داشت.
طراحی و محدوده بندی مجموعه بعدی مدل های ذهنی برای تعیین محدوده و طراحی یک محصول پس از انتخاب محل سرمایه گذاری مفید هستند.
5. کار به عقب ( وارونگی )
به جای اینکه از یک مشکل شروع کنید و سپس به دنبال راه حل باشید، از یک راه حل کامل شروع کنید و به عقب به امروز کار کنید تا بفهمید از کجا شروع کنید.
چگونه مفید است
بیشتر تیم ها تمایل به کار رو به جلو دارند، که به بهای آن چیزی که در نهایت تاثیرگذار است، برای آنچه عملی است بهینه می شود.
کار معکوس به شما کمک می کند اطمینان حاصل کنید که روی تاثیرگذارترین و طولانی مدت ترین کار برای مشتری تمرکز می کنید زیرا همیشه از یک راه حل عالی برای آنها مهندسی معکوس می کنید.
توجه داشته باشید که کار کردن به عقب به طور کلی بهتر نیست، فقط یک دیدگاه متفاوت ایجاد می کند. برنامه ریزی با استفاده از هر دو دیدگاه سالم است.
6. اطمینان سرعت در مقابل کیفیت را تعیین می کند
اعتمادی که به 1) اهمیت مشکلی که حل می کنید، و 2) درستی راه حلی که می سازید، باید تعیین کند که چقدر مایلید سرعت و کیفیت را در ساخت محصول عوض کنید.
چگونه مفید است
این مدل ذهنی به شما کمک می کند تا یک فشارسنج بسازید تا هوشمندانه سرعت و کیفیت را عوض کنید. با نگاه کردن به انتهای طیف بالا، توضیح این موضوع ساده تر است.
در سمت راست: شما اطمینان دارید (از طریق مشتریان تأیید شده است) که مشکلی که روی آن تمرکز کرده اید برای مشتریان واقعا مهم است و دقیقاً می دانید برای حل آن چه باید بسازید. در این صورت، نباید از هیچ میانبری استفاده کنید زیرا می دانید که مشتریان برای همیشه به این ویژگی مهم نیاز خواهند داشت، بنابراین بهتر است واقعاً باکیفیت باشد (به عنوان مثال مقیاس پذیر، لذت بخش).
حالا بیایید به سمت چپ نگاه کنیم: شما حتی تأیید نکرده اید که مشکل برای مشتریان مهم است. در این سناریو، هر چه مدت بیشتری در ساخت و ساز سرمایه گذاری کنید، بیشتر در معرض خطر ایجاد چیزی برای مشکلی هستید که حتی وجود ندارد. بنابراین، شما باید در راه اندازی سریع چیزی و دریافت اعتبار مشتری که ارزش ساختن آن را داشته باشد، اشتباه کنید. به عنوان مثال، اینها انواع موقعیت هایی هستند که ممکن است صفحه فرود را برای ویژگی هایی که حتی برای سنجش علاقه مشتری وجود ندارد ایجاد کنید.
7. کل تجربه مشتری را حل کنید
تجربیات مشتری به رابط ختم نمی شود. آنچه قبل و بعد از استفاده از محصول اتفاق می افتد به همان اندازه مهم است که برای آن طراحی شود.
چگونه مفید است
هنگام طراحی یک محصول، ما تمایل داریم بیش از حد بر تجربه درون محصول تمرکز کنیم (به عنوان مثال رابط کاربری، در نرم افزار).
طراحی تجربه بازاریابی (چگونه مشتریان را به دست می آورید و انتظارات آنها را قبل از استفاده از محصول تعیین می کنید) و تجربه پشتیبانی/پریشانی (نحوه مدیریت شرکت شما با شکست محصول) به همان اندازه مهم است.
به ویژه ایجاد تجارب پریشانی بزرگ، فرصت های شگفت انگیزی برای جلب اعتماد بلندمدت مشتری است. به عنوان مثال، آمازون بیشترین اعتماد را از شما به عنوان مشتری زمانی به دست می آورد که باید چیزی را برگردانید.
8. آزمایش، ویژگی، پلت فرم
سه نوع توسعه محصول وجود دارد: آزمایش ها، ویژگی ها و پلتفرم ها. هر کدام هدف و راه بهینه خود را برای تبادل سرعت و کیفیت دارند.
چگونه مفید است
با تشخیص نوع توسعه محصول پروژه شما، اهداف مناسب تری را برای هر نوع تعریف می کنید و سرعت و کیفیتی را که انجام می دهید اندازه گیری می کنید.
آزمایش ها برای خروجی یادگیری هستند، به طوری که می توانید روی ویژگی ها یا پلتفرم های جدید با اعتبارسنجی مشتری سرمایه گذاری کنید. اگر برای یادگیری بهینه سازی می کنید، کارهایی را در نظر خواهید گرفت که در غیر این صورت خوشایند نیستند: به عنوان مثال استفاده از کدهای هکی که می خواهید دور بریزید، و جعلی کردن نرم افزارهای پیچیده زمانی که فقط انسان ها آن را در پشت صحنه انجام می دهند.
برخلاف آزمایش ها، پلتفرم ها برای همیشه هستند. افراد دیگر ویژگی هایی را در بالای آن ها ایجاد می کنند و به همین دلیل ایجاد تغییرات در پلتفرم پس از پخش زنده بسیار مخرب است.
بنابراین ، پروژه های پلتفرم باید با کیفیت بسیار بالا (ثبات ، عملکرد ، مقیاس پذیری و غیره) باشند و آنها باید در واقع ویژگی های مفید را قادر سازند. یک قانون خوب در هنگام ساخت سکوی ساخت آن ، ساخت آن با اولین مصرف کننده خود است ، یعنی تیم دیگری را همزمان در هنگام توسعه آن ، یک ویژگی را بر روی سکوی خود بسازید - از این طریق ، شما تضمین می کنید که این پلتفرم در واقع ویژگی های مفیدی را امکان پذیر می کند.
9. حلقه های بازخورد
علت و معلول در محصولات نتیجه سیستم های متصل شده توسط حلقه های بازخورد مثبت و منفی است.
چگونه مفید است
حلقه های بازخورد به ما کمک می کنند تا به یاد بیاوریم که برخی از بزرگترین محرک های رشد یا کاهش یک محصول ممکن است از سایر قسمت های سیستم باشد.
به عنوان مثال ، بگویید شما تیم پرداخت هستید و KPI شما برای رشد کل کارتهای اعتباری پردازش شده است. شما با تیم خرید کاربر یک حلقه بازخورد مثبت دارید زیرا با رشد کاربران ، کاربران بالقوه بیشتری دارید که با کارتهای اعتباری پرداخت می کنند. با این حال ، شما یک حلقه بازخورد منفی با تیم پرداخت نقدی دارید ، که سعی می کنند به کاربران راحت تر کمک کنند تا از طریق پول نقد معامله کنند.
دانستن این حلقه های بازخورد می تواند به شما در تغییر استراتژی کمک کند (به عنوان مثال ممکن است شما تصمیم بگیرید که روی کسب کاربر عمومی به عنوان بهترین راه برای رشد حجم پرداخت کار کنید) ، یا درک تغییرات منفی در معیارهای خود را درک کنید (به عنوان مثال حجم پرداخت کارت اعتباری پایین است ، اما به این دلیل استتیم پرداخت نقدی واقعاً خوب عمل می کند ، نه به این دلیل که محصولات کارت اعتباری مکیده اند).
10. Flywheel (حلقه بازخورد بازگشتی)
حالت که در آن یک حلقه بازخورد مثبت یا منفی از خود تغذیه می کند و از حرکت خود آن شتاب می گیرد.
چگونه مفید است
Flywheels یک مفهوم مرتبط با حلقه های بازخورد است ، اما برای مدیریت سیستم عامل ها و اماکن بازار مهم است. به عنوان مثال ، تصور کنید که سیستم عامل iOS اپل را اجرا کرده اید. شما دو کاربر دارید: توسعه دهندگان برنامه و کاربران برنامه.
Flywheel پدیده ای است که کاربران بیشتر برنامه ها توسعه دهندگان برنامه بیشتری را جذب می کنند (زیرا فرصت بیشتری برای فروش وجود دارد) ، که به نوبه خود کاربران برنامه بیشتری را به خود جلب می کند (زیرا برنامه های بیشتری برای خرید وجود دارد) ، که به نوبه خود توسعه دهندگان برنامه های بیشتری را به خود جلب می کند ، و بنابراینبر. تا زمانی که چرخ فلزی را پرورش دهید ، نه تنها رشد خواهید کرد ، بلکه با سرعت شتاب رشد خواهید کرد.
اگر شما در حال مدیریت یک چرخ فلک هستید ، باید همه تلاش خود را انجام دهید تا آن را در جهت مثبت نگه دارید ، زیرا این به همان اندازه قدرتمند است. به عنوان مثال ، اگر برنامه های زیادی در این سکو وجود داشته باشد که برنامه های جدید دیگر نتوانند کشف شوند ، رشد توسعه دهنده برنامه کند خواهد شد و پرواز را می شکند - شما باید آن را حل کنید.
Building & Imerating - مجموعه بعدی مدل های ذهنی برای هنگام ساخت ، بهره برداری و تکرار یک محصول موجود مفید است.
11. کاهش بازده
هنگامی که شما روی بهبود همان منطقه محصول تمرکز می کنید ، میزان ارزش مشتری ایجاد شده با گذشت زمان برای هر واحد تلاش کاهش می یابد.
چگونه مفید است
با فرض اینکه شما به طور موثری محصول را بر اساس بازخورد و تحقیقات مشتری تکرار می کنید ، در نهایت به جایی خواهید رسید که فقط آنقدر که می توانید انجام دهید برای بهتر شدن آن وجود ندارد. وقت آن است که تیم شما حرکت کند و در چیز جدیدی سرمایه گذاری کند.
12. حداکثر محلی
در رابطه با کاهش بازده ، حداکثر محلی نقطه ای است که پیشرفت های افزایشی به هیچ وجه ارزش مشتری را ایجاد نمی کند و شما را مجبور می کند تا یک مرحله تغییر در قابلیت های محصول ایجاد کنید.
چگونه مفید است
این مدل ذهنی کاملاً مربوط به کاهش بازده است ، با اضافه کردن محدودیت در جایی که به معنای واقعی کلمه هیچ تفاوت مادی برای بهبود چیزی ایجاد نمی کند. تکرار اکنون هیچ هدفی ندارد و تنها راه پیشرفت نوآوری است.
این مفهوم اخیراً توسط مجانب های نامرئی ویروسی یوجین وی محبوبیت پیدا کرده است ، که نمونه ای از این دست را شامل می شود که آمازون پیش بینی می کند و باعث می شود آنها به ایجاد نخست وزیر بپردازند.
13. نسخه دو دروغ است
هنگام ساخت یک محصول ، نسخه دوم حمل و نقل را در نسخه دوم قرار ندهید. اطمینان حاصل کنید که نسخه اول یک محصول کامل است زیرا ممکن است برای همیشه در آنجا باشد.
چگونه مفید است
هنگامی که نسخه اول محصول خود را تعریف می کنید ، انواع ویژگی های شگفت انگیز را که آرزو دارید بعداً در نسخه های آینده اضافه کنید ، جمع می کنید. تشخیص دهید که این موارد ممکن است هرگز حمل نشود ، زیرا شما هرگز نمی دانید چه چیزی می تواند اتفاق بیفتد: استراتژی شرکت تغییر می کند ، مهندس سرب شما ترک می کند ، یا کل تیم به پروژه های دیگر تغییر می یابد.
برای محافظت از این سناریوها ، اطمینان حاصل کنید که هر چیزی که شما کشتی می کنید "یک محصول کامل" است که اگر دیگر هرگز بهبود نیافته باشد ، باز هم برای آینده قابل پیش بینی برای مشتریان مفید خواهد بود. از ویژگی هایی که به پیشرفت های آینده متکی است ، ارسال نکنید تا در واقع مشکل را به خوبی حل کنید.
14. Freeroll
شرایطی که با حمل سریع چیزی برای از دست دادن وجود دارد و سود زیادی دارد.
چگونه مفید است
Freerolls به طور معمول در محصول ظاهر می شود وقتی که تجربه کاربری فعلی آنقدر بد است که با ایجاد هرگونه تغییر معقول بر اساس شهود ، احتمالاً آن را بسیار بهتر می کند. آنها متفاوت از رفع اشکالات هستند زیرا اشکالات به چیزی اشاره می کنند که به صورت طراحی شده کار نمی کند.
اگر در شرایطی قرار دارید که تیم شما فکر می کند ، "بگذارید فقط کاری انجام دهیم ... ما واقعاً نمی توانیم آن را بدتر کنیم" ، احتمالاً شما در مقابل شما یک فرد آزاد دارید.
(r/crappydesign on reddit گنجینه ای از چنین شرایطی است)
15. بیشترین مقدار پس از نسخه یک ایجاد می شود
بعد از راه اندازی محصول ، بیشترین اطلاعات را در مورد مشتری خواهید آموخت ، فرصتی برای ساختن آن یادگیری ها را هدر ندهید.
چگونه مفید است
همه چیز یک فرضیه است تا زمانی که مشتریان از محصول در مقیاس استفاده کنند. در حالی که تیم شما در "یادگیری قبل از راه اندازی" سرمایه گذاری می کند-مصاحبه های مشتری ، آزمایش نمونه اولیه ، تجزیه و تحلیل کمی ، آزمایش بتا و غیره-می تواند به احتمال زیاد در مورد احتمال صحیح بودن ، همیشه رفتارها و موارد لبه ای وجود داشته باشد. هنگامی که این ویژگی را به 100 ٪ از مشتریان ارسال می کنید ، ظهور می شود.
به عنوان درصدی از بینش مشتری آموخته شده ، شما بعد از راه اندازی ، اکثر یادگیری را به دست خواهید آورد. سرمایه گذاری بر این اساس با تکرار محصول (گاهی اوقات به شدت) ، با توجه به این موضوع معنی ندارد.
16. نشانگر خرابی کلیدی (KFI)
جفت نشانگرهای کلیدی عملکرد خود (KPI) را با معیارهایی که نمی خواهید ببینید ، در یک جهت خاص بروید تا اطمینان حاصل کنید که روی رشد سالم متمرکز شده اید.
چگونه مفید است
تیم ها غالباً KPI ها را انتخاب می کنند که مستقیماً نتایج مثبت مورد نظر خود را منعکس می کنند ، بدون در نظر گرفتن روش های منفی که می توان آن نتایج را بدست آورد. هنگامی که آنها شروع به بهینه سازی برای آن KPI ها کردند ، در واقع تولیدی ایجاد می کنند که برای شرکت بد نیست.
یک مثال کلاسیک تیمی است که فکر می کنند هنگام دو برابر شدن تبدیل ثبت نام در صفحه فرود ، فقط برای مشاهده (خیلی دیر) که تعداد کل مشتریان در حال رشد نیست ، موفقیت آمیز است زیرا تعداد کل مشتریان در حال رشد نیست زیرا نرخ تبدیل به دلیل 60 ٪ کاهش یافته استهمان تغییر
KFI ها عملکرد تیم خود را کنترل می کنند و اطمینان حاصل کنید که شما فقط خروجی های سالم و سالم برای شرکت ایجاد می کنید.
نمونه هایی از KPI محبوب<>جفت های KFI عبارتند از:
- در حالی که حاشیه ناخالص را حفظ می کنید درآمد کسب کنید
- رشد اتخاذ ویژگی A بدون از بین بردن ویژگی b
- رشد ویژگی A بدون افزایش بار پشتیبانی
یک شبکه مشبک ، نه یک لیست چک
این ممکن است برای بسیاری از خوانندگان رضایت بخش نباشد ، اما تا آنجا که می توانم بگویم هیچ روشی برای استفاده از این مدلهای ذهنی وجود ندارد. اگر سعی می کنید از آنها به عنوان یک لیست چک استفاده کنید - از طریق هر یک از آنها استفاده کنید و ببینید که آیا آنها را اعمال می کنید - به ژیمناستیک ذهنی می پردازید که شما و اطرافیان خود را گیج و ناامید می کند.
درعوض ، آنها به سادگی بخشی از مشبک شما می شوند و به شما در تصمیم گیری های بهتر در مورد محصول کمک می کنند و به شما زبان می دهند تا چرا در پشت تصمیمات پیچیده به تیم خود ارتباط برقرار کنید.
هرچه مدل های بیشتری را جمع کنید ، در حالت ایده آل از طریق تجربه ، بهتر خواهید شد.
آشنایی با رمزارزها...
ما را در سایت آشنایی با رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهاءالدین خرمشاهی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
25 اسفند
1401 ساعت: 13:32