نقاط خروج ثابت یا متحرک

ساخت وبلاگ

تاکنون ما در مورد یک شرکت فکر کرده ایم که تعداد ساعات کار را که می خواهد به فناوری خود وصل شود ، تغییر می دهد. چنین ایجاد شغل و نابودی همیشه در بنگاه های انفرادی اتفاق می افتد. برخی از شرکت ها شاهد افزایش بهره وری هستند و کارگران بیشتری را استخدام می کنند. بنگاه های دیگر شاهد کاهش تقاضا برای تولید خود و از بین بردن مشاغل موجود هستند. ایجاد مشترک و نابودی مشاغل زیربنای ایجاد شغل خالص است که قبلاً در شکل 8. 3 "ایجاد شغل خالص ایالات متحده از 2000 تا 2009" به نمایش گذاشتیم.

با این حال ، گسترش و انقباض اشتغال در گیاهان موجود تنها یک منبع اشتغال و نابودی است. در طی رکود اقتصادی ، مانند رکود شدید که در سال 2008 آغاز شد ، برخی از شرکت ها کارخانه ها را بستند و سایر شرکت ها کاملاً از کار خارج شدند. به عنوان مثال ، تولید کنندگان اتومبیل ایالات متحده ، مانند جنرال موتورز ، با بستن برخی از کارخانه های تولیدی موجود خود ، به کاهش تقاضا برای خودروها پاسخ دادند. این منجر به نابودی شغلی در این گیاهان شد. در مواقع دیگر ، هنگامی که اقتصاد در حال گسترش است ، شرکت های جدید وارد تجارت می شوند و شرکت های موجود گیاهان جدید را باز می کنند. بنابراین یک تصویر کامل از روند ایجاد شغل و تخریب ما را ملزم به درک اقتصاد ورود و خروج می کند.

فقط وقتی مدیران شرکت بدانند که این شرکت چقدر تولید می کند ، قیمتی که آن را به فروش می رساند و هزینه تولید آن خروجی می تواند سود را بفهمد و تصمیم بگیرد که آیا اصلاً معقول است. این منطق برای هر دو مدیر بنگاه هایی که در حال حاضر در تجارت و کارآفرینانی هستند که قصد شروع یک تجارت را دارند ، صدق می کند. شرکت ها همچنین این منطق را برای بخش هایی از عملیات خود اعمال می کنند - به عنوان مثال ، یک شرکت ممکن است بخواهد تصمیم بگیرد که آیا یک کارخانه موجود را خاموش کند یا یک کارخانه جدید را باز کند.

اگر بنگاهی که در حال حاضر در تجارت است ، کشف کند که سود آن برای توجیه سایر هزینه های خود بسیار کوچک است ، پس باید از بازار خارج شود و عملیات خود را به طور کامل خاموش کند. اگر یک کارآفرین در نظر داشته باشد که یک شرکت جدید را شروع کند و محاسبه کند که سود حاصل از آن هزینه های تنظیم عملیات را توجیه می کند ، پس می گوییم که یک شرکت وارد بازار می شود.

در بخش قبلی ، ما توضیح دادیم که چگونه ایجاد شغل و تخریب با گسترش و قرارداد شرکت ها انجام می شود. با این حال ، وقتی والمارت به شهر می آید ، بسیار بیشتر در جریان است. افتتاح یک والمارت جدید به این معنی است که برخی از مشاغل جدید ایجاد می شود. در برابر آن ، فروشگاه های موجود ممکن است مجبور شوند کاملاً بسته شوند. اکنون که به تصمیمات قیمت و خروجی یک شرکت نگاه کرده ایم ، می توانیم تصمیمات ورود و خروج را تجزیه و تحلیل کنیم.

مشاغل برای همیشه در اطراف نمی مانند. در بعضی از مواقع ، آنها از بازار خارج می شوند و مشاغل موجود در این روند را از بین می برند. رستوران هایی که تنها چند سال پیش ضربه بزرگی داشتند می توانند به سرعت درخشش خود را از دست بدهند و از صحنه ناپدید شوند. در مورد بسیاری از فروشگاه های خرده فروشی نیز همین مسئله صادق است. گیاهان تولیدی نیز نزدیک هستند و با آنها شغل می گیرند. به عنوان مثال تصور کنید که شما یک فروشگاه خرده فروشی لباس کوچک دارید. سپس والمارت به شهر شما می آید. اکنون مشتریان شما مکان دیگری برای خرید لباس خود دارند و شما باید تصمیم بگیرید که آیا در تجارت بمانید. شما باید تصمیم بگیرید که سودآورتر است: ماندن در تجارت یا بستن مشاغل خود و فروش هر دارایی که دارید.

برای درک عوامل مؤثر در خروج بنگاه ، ما با یک تمایز اساسی بین انواع مختلف هزینه ها شروع می کنیم.

هزینه هایی که در تمام سطوح تولید یکسان هستند ، هزینه های ثابت نامیده می شوند. هزینه هایی که با سطح تولید متفاوت است ، هزینه های متغیر نامیده می شود. به عنوان یک هویت حسابداری ، کل هزینه های یک شرکت به شرح زیر تقسیم می شود:

کل هزینه ها = هزینه های ثابت + هزینه های متغیر.

جدول 8. 3 "هزینه های ماهانه تولید" نمونه ای از هزینه های ثابت را نشان می دهد که در تمام سطوح تولید یکسان است. هزینه های متغیر هزینه هایی که با سطح تولید متفاوت است. و کل هزینه های ثابت و هزینه های متغیر را هزینه می کند. برای فروشگاه شما(برای ساده نگه داشتن زندگی ، ما با انواع مختلفی از لباس هایی که می فروشید رفتار می کنیم که گویی آنها یکسان هستند. بگذارید آنها را شلوار جین آبی بنامیم.) شماره های جدول 8. 3 "هزینه های ماهانه تولید" براساس معادله زیر برای هزینه ها است:

کل هزینه ها = 14000 + 10 × مقدار.

فرض کنید شرکت شما هر ماه 14000 دلار هزینه های ثابت داشته باشد. با تعریف ، این هزینه های ثابت با تغییر سطح خروجی شما تغییر نمی کنند. این موارد را به عنوان هزینه های سربار خود فکر کنید - به عنوان مثال ، هزینه اجاره فضای خرده فروشی ، صورتحساب خدمات ، دستمزد منشی فروش و غیره.

جدول 8. 3 هزینه ماهانه تولید

 

تعداد هزینه های ثابت ($) هزینه های متغیر ($) کل هزینه ها ($)
0 14000 0 14000
1 14000 10 14،010
2 14000 20 14،020
200 14000 2000 16000
400 14000 4000 18000
600 14000 6000 20،000
800 14000 8000 22000
1000 14000 10،000 24000
1200 14000 12،000 26000
1400 14000 14000 28000
1600 14000 16000 30،000
1800 14000 18000 32000
2000 14000 20،000 34000
2200 14000 22000 36000
2400 14000 24000 38،000

در مقابل ، با افزایش سطح خروجی ، هزینه های متغیر افزایش می یابد. در این مثال ، اگر خروجی به یک افزایش یابد ، هزینه های متغیر 10 دلار افزایش می یابد. شما می توانید از این به عنوان هزینه خرید شلوار جین آبی خود از عمده فروشی فکر کنید. برای شما ، هزینه "تولید" - این است که برای فروش در دسترس قرار می گیرد - واحد تولیدی بیشتر 10 دلار است. شکل 8. 15 "کل هزینه ها ، هزینه های ثابت و هزینه های متغیر" داده ها را از این جدول نمودار می کند. توجه کنید که حتی اگر شرکت شما به هیچ وجه تولیدی تولید کند ، هنوز هم هزینه های ثابت را متحمل می شود.

شکل 8. 15 کل هزینه ها ، هزینه های ثابت و هزینه های متغیر

هزینه های ثابت در تمام سطوح خروجی یکسان است. با افزایش مقدار خروجی ، هزینه های متغیر افزایش می یابد. کل هزینه های برابر با هزینه های ثابت به علاوه هزینه های متغیر.

تصمیم خروج

ما اکنون آماده هستیم تا تصمیم به ادامه کار یا خروج را مطالعه کنیم. شما باید درآمدهای خود را که به عنوان کمیت زمان قیمت تعریف شده است ، با هزینه اجرای شغل خود مقایسه کنید. سود تفاوت بین درآمدها و هزینه ها است ، بنابراین

سود = کل درآمدها - کل هزینه ها = کل درآمد - هزینه های متغیر - هزینه های ثابت.

جدول 8. 4 تقاضا و سود قبل از ورود والمارت به شهر

 

تعداد قیمت ($) کل درآمد ($) هزینه های متغیر ($) هزینه های ثابت ($) سود ($)
0 30 0 0 14000 14،000
200 29 5،800 2000 14000 -10،200
400 28 11200 4000 14000 6،800
600 27 16،200 6000 14000 3،800
800 26 20،800 8000 14000 1،200
1000 25 25،000 10،000 14000 1000
1200 24 28،800 12،000 14000 2800
1400 23 32200 14000 14000 4200
1600 22 35200 16000 14000 5،200
1800 21 37،800 18000 14000 5،800
2000 20 40،000 20،000 14000 6000
2200 19 41،800 22000 14000 5،800
2400 18 42،550 24000 14000 5،200

تقاضا برای شلوار جین آبی شما در دو ستون اول جدول 8. 4 "تقاضا و سود قبل از ورود والمارت به شهر" نشان داده شده است. با نگاهی به این جدول ، هنگامی که قیمت 20 دلار را تعیین می کنید و 2،000 جفت شلوار جین را می فروشید ، سود شما در بالاترین حد است. در این حالت ، شما در هر ماه 6000 دلار درآمد کسب می کنید. درآمدهای شما برای تأمین هزینه های متغیر شما و هزینه های عملیاتی ثابت شما به طور مرتب در طول عملکرد عادی یک تجارت انجام می شود. بشر

بعد از اینکه والمارت به شهر آمد ، تقاضای شلوار جین شما به سمت داخل تغییر می کند زیرا خریداران به جای آن شروع به رفتن به والمارت می کنند. اکنون تقاضای شما همانطور که در جدول 8. 5 نشان داده شده است "تقاضا و سود پس از ورود والمارت به شهر" نشان داده شده است.

جدول 8. 5 تقاضا و سود پس از ورود والمارت به شهر

 

تعداد قیمت ($) درآمد ($) هزینه های متغیر ($) هزینه های ثابت ($) سود ($)
0 26 0 0 14000 14،000
200 25 5000 2000 14000 -11،000
400 24 9،600 4000 14000 8،400
600 23 13،800 6000 14000 -6،200
800 22 17،600 8000 14000 -4،400
1000 21 21،000 10،000 14000 -3000
1200 20 24000 12،000 14000 -2000
1400 19 26،600 14000 14000 1،400
1600 18 28،800 16000 14000 1،200
1800 17 30،600 18000 14000 1،400
2000 16 32000 20،000 14000 -2000
2200 15 33000 22000 14000 -3000
2400 14 33،600 24000 14000 -4،400

در پاسخ به این کاهش تقاضا ، باید قیمت خود را کاهش دهید. سود شما اکنون 18 دلار به حداکثر رسیده است. متأسفانه ، با این قیمت ، شما به اندازه کافی برای تأمین هزینه های ثابت خود درآمد کسب نمی کنید. سود شما - 1200 دلار در ماه است. آیا باید در تجارت بمانید؟پاسخ این سوال به زمان سؤال بستگی دارد.

فرض کنید این سؤال را درست پس از پرداخت هزینه های عملیاتی ثابت ماهانه خود بپرسید. در طی یک ماه ، شما باید در تجارت بمانید زیرا درآمد کافی برای تأمین هزینه های متغیر خود دارید. به محض اینکه وقت آن است که دوباره هزینه ثابت ماهانه خود را بپردازید ، باید تصمیم بگیرید که از فروشگاه خود خارج شوید و بسته شوید. در این حالت ، شما با اخراج منشی فروش خود درگیر نابودی شغلی هستید.

در این مثال ساده ، به راحتی می توان دید که دقیقاً چه موقع و چرا باید از آن خارج شوید. یک قانون کلی تر برای زمان خروج به شرح زیر است. اگر باید از آن خارج شوید

ارزش فعلی تخفیف سودهای آینده مورد انتظار< value of recoverable assets.

برای درک این قانون ، باید به نوبه خود به هر قسمت از آن نگاه کنیم.

  • ارزش فعلی تخفیفمثال قبلی ما فقط یک ماه در نظر گرفته شده است. در واقع ، شما باید در مورد کل آینده فکر کنید. این بدان معناست که شما باید از ابزار ارزش فعلی تخفیف استفاده کنید تا سود حاصل از ماه های مختلف را به دست آورید. برای نمونه هایی از ارزش فعلی تخفیف در عمل ، به فصل 4 "تصمیمات زندگی" و فصل 9 "ساخت و از دست دادن پول در وال استریت" نگاه کنید.

سود آینده انتظار می رود. حتی اگر قیمت شما در این ماه کاهش یافته باشد ، ممکن است برای همیشه پایین نباشد. شاید مشتریان شما بعد از اینکه والمارت را امتحان کردند ، تصمیم بگیرند که فروشگاه شما را از همه ترجیح می دهند. پس از آن احمقانه خواهد بود که بلافاصله فروشگاه خود را ببندید فقط به این دلیل که شما نمی توانید هزینه های ثابت را در یک ماه تأمین کنید. این بدان معناست که شما باید در صورت عدم اطمینان تصمیمی بگیرید: شما با اطمینان نمی دانید که آیا مشتریان شما برمی گردند ، و اگر این کار را انجام دهند ، مطمئناً نمی دانید که آنها دیگر از بین نمی روند. به عنوان یک نمونه ساده ، فرض کنید فکر می کنید 75 درصد احتمال وجود دارد که تغییر منحنی تقاضای شما دائمی باشد و 25 درصد احتمال بازگشت به موقعیت اصلی خود باشد. با نگاه به آینده و با استفاده از ابزار ارزش مورد انتظار ، سود مورد انتظار خود را به شرح زیر محاسبه می کنید:

سود پیش بینی شده = 1 4 × 6000 $ + 3 4 × ( - 1،200 دلار) = 1500 دلار - 1،200 دلار = 300 دلار.

در این حالت ، شما هنوز هم انتظار دارید که هر ماه سود کمی کسب کنید. مشروط بر اینکه شما خیلی ریسک پذیر نبودید ، فروشگاه خود را در تجارت نگه می دارید. البته ، پس از گذشت چند ماه ، احتمالاً اطلاعات بهتری در مورد اینکه آیا مشتریان شما واقعاً برمی گردند یا نه ، خواهید داشت.

می توانید معنی و محاسبه ارزش فعلی تخفیف ، ارزش مورد انتظار و افزایش ریسک را در جعبه ابزار مرور کنید.

تعریف هزینه های ثابت

تعریف ما از هزینه های ثابت بسیار ساده به نظر می رسد. متأسفانه ، تصمیم گیری در عمل همیشه آسان نیست که آیا یک هزینه ثابت یا متغیر است. دو دلیل اصلی برای این وجود دارد:

  1. افق زمانی. برنامه ریزی تجارت باید در افق زمانی متعدد انجام شود. شما باید تصمیم بگیرید که از یک هفته به هفته دیگر ، از یک ماه به ماه دیگر و از یک چهارم به مرحله دیگر چه کاری انجام دهید. هزینه هایی که در افق های زمانی کوتاه ثابت شده اند ممکن است در افق زمانی طولانی تر متغیر باشند. به عنوان مثال ، فرض کنید قرارداد شما با کارمند خود می گوید قبل از اینکه او را رها کنید باید شش هفته اخطار به او بدهید. سپس دستمزدهای وی در هنگام برنامه ریزی برای شش هفته آینده هزینه ثابت است اما هزینه متغیر در یک افق طولانی تر است. به همین ترتیب ، شما ممکن است مجبور شوید سالانه فضای فروشگاه خود را اجاره دهید ، در این صورت این هزینه تا زمانی که اجاره نامه بعدی شما برای تجدید باشد ، ثابت می شود. نکته آخر این است که آیا شما به یک هزینه به عنوان ثابت یا متغیر فکر می کنید به افق زمانی شما بستگی دارد.
  2. "دلهره". برخی از ورودی ها نسبت به سایر موارد آسان تر هستند. شما می توانید آزادانه تصمیم بگیرید که چند جفت شلوار جین برای خرید از عمده فروشی خود خریداری کنید ، بنابراین خرید شلوار جین برای فروش شما یک هزینه متغیر است. ورودی های دیگر "لاغر" هستند. آنها در برخی از محدوده خروجی اما متغیر نسبت به سایرین ثابت هستند. این بدان معناست که برخی از هزینه ها در برخی از محدوده های خروجی اما متغیر نسبت به سایرین ثابت است. به عنوان مثال ، شما ممکن است بتوانید 10،000 جفت شلوار جین در ماه را در فضای فروشگاه فعلی خود بفروشید. با این حال ، اگر می خواهید فراتر از آن گسترش دهید ، دیگر فضای کافی برای ذخیره موجودی خود و فضای خرید قابل قبول برای مشتریان خود ندارید. از آنجا که اندازه فروشگاه شما چیزی نیست که بتوانید هموار متفاوت باشد ، این یک ورودی پر رنگ است.

در حقیقت ، اگر یک افق بسیار طولانی و بازده بسیار زیادی را طی کنیم ، هزینه های کمی نیز وجود دارد که واقعاً برطرف شده است.

ورود

ما از استدلال بسیار مشابهی استفاده می کنیم تا در مورد تصمیم یک شرکت برای ورود به بازار فکر کنیم. هنگامی که تیم مدیریت ارشد والمارت در نظر دارد افتتاح یک فروشگاه جدید را در نظر بگیرد ، آنها هزینه های ورود را در برابر سود (ارزش فعلی تخفیف) سود مورد نظر که انتظار می رود پس از ورود ، مقایسه می کنند ، مقایسه می کنند.

برخی از هزینه های والمارت وقتی می خواهد یک فروشگاه جدید باز کند چیست؟

  • در جستجوی یک مکان مناسب
  • طی کردن فرآیندهای قانونی لازم در مکان خاص
  • خرید زمین
  • برخورد با مخالفان عمومی (از طریق لابی ، تبلیغات ، ارسال نمایندگان به جلسات شورای شهر و غیره)
  • طراحی فروشگاه
  • ساخت فروشگاه
  • تدارکات زنجیره تأمین آنها را تنظیم می کند تا بتواند فروشگاه را تأمین کند
  • استخدام مردم برای کار در آنجا

احتمالاً می توانید به بسیاری دیگر فکر کنید. ما این هزینه ورود این والمارت را هزینه های یک بار ثابت می نامیم که یک شرکت هنگام ایجاد یک تجارت باید متحمل شود. بشر

هزینه های ورود هزینه های ثابت یک بار است که یک شرکت هنگام ایجاد مشاغل متحمل می شود. این ابزار بیشتر در مورد انواع دیگر هزینه ها بحث می کند.

چنین هزینه های ایجاد یک تجارت می تواند بسیار قابل توجه باشد. به هر حال ، توجه کنید که هزینه های ورود در بیشتر موارد واقعاً هزینه های ثابت است. والمارت باید قبل از اینکه بتواند یک مشتری واحد را در داخل بگذارد ، این هزینه ها را متحمل شود. این هزینه ها مهم نیست که چه مدت افق زمانی باشد. این هزینه ها تا حد زیادی مستقل از مقیاس بهره برداری والمارت است.

تیم ارشد مدیریت همچنین باید پیش بینی کند که سود آنها انتظار دارد که فروشگاه را بدست آورد. این پیش بینی ها براساس این ایده است که پس از افتتاح فروشگاه ، فروشگاه قیمت های خود را تعیین می کند و عملیات خود را مدیریت می کند تا سود خود را به حداکثر برساند. از آنجا که تیم در مورد سود نامشخص خواهد بود ، آنها نیاز به استفاده از محاسبات ارزش مورد انتظار دارند. آنها همچنین در صورت عدم وجود ده ها سال ، سالها روی جریان سود حساب می کنند و نیاز به استفاده از محاسبات ارزش فعلی با تخفیف دارند. بنابراین قانون تصمیم مناسب برای یک شرکت این است که اگر در فصل 14 "انحصار انحصار" را وارد کنید ، نمونه ای از استدلال اقتصادی بسیار مشابه را پیدا خواهید کرد. در آنجا ما یک قانون موازی برای وضعیتی ارائه می دهیم که یک شرکت تصمیم بگیرد که آیا درگیر نوآوری یا خیر است.

discounted present value of expected future profits >هزینه های ورود

یک شرکت احتمالاً اگر وارد شود اگر وارد شود

  • هزینه های ورود کم است ،
  • هزینه های متغیر کم است ،
  • درآمد حاصل از عملیات زیاد است ، و
  • تقاضا برای محصول آن بسیار غیرقانونی است.

هزینه های غرق شده و هزینه های قابل بازیابی

بنگاه هایی که وارد بازارها می شوند می دانند که ممکن است در آینده دوباره از آنها خارج شوند. از آنجا که جریان سود آنها نامشخص است ، آنها تشخیص می دهند که ممکن است نقطه ای به وجود بیاید که در مورد آن قضاوت کنند بهتر است عملیات خود را ببندند. اگر آنها عملیات خود را ببندند ، ممکن است بتوانند برخی از دارایی های موجود خود را بفروشند. بنابراین ، هنگام تصمیم گیری برای ورود ، مدیران همچنین میزان بازیابی دارایی های آنها را در نظر می گیرند. اگر احتمالاً آنها بتوانند بیشتر ارزش دارایی های خود را پس بگیرند ، حتی اگر تقاضا پایین تر از حد انتظار باشد ، ورود به احتمال زیاد سودآور خواهد بود.

به طور خاص ، ما می توانیم هزینه های ورود را به هزینه های غرق شده تقسیم کنیم که پس از تحمل ، قابل بازیابی نیست. و قابل بازیابی هزینه ای را که پس از تحمل ، می تواند بازیابی شود. بشر

هزینه غرق شده هزینه ای است که ، پس از تحمل ، قابل بازیابی نیست. هزینه قابل بازپرداخت هزینه ای است که پس از تحمل ، قابل بازیابی است.

با نگاهی به لیست هزینه های ورود والمارت ، می توانیم ببینیم که بسیاری از این هزینه ها هزینه های غرق شده است. تمام برنامه های برنامه ریزی و حقوقی کاملاً با این فروشگاه گره خورده است. اگر آنها به ساخت فروشگاه نپردازند ، نمی توانند هیچ یک از پول را پس بگیرند. ساختمان نیز یک هزینه غرق شده است. هزینه های دیگر حداقل تا حدی قابل بازیابی است. اگر تصمیم بگیرند که فروشگاه را بسازند ، می توانند زمین را بفروشند. اگر آنها ساختمان را به رجیسترهای قفسه بندی و پول نقد مجهز کرده اند و سپس تصمیم می گیرند که فروشگاه را باز نکنند ، می توانند این دارایی ها را دوباره بفروشند یا به جای آن آنها را به فروشگاه دیگر والمارت منتقل کنند.

استدلال اقتصادی دستورالعمل های روشنی در مورد هزینه های غرق شده ارائه می دهد: آنها باید برای هر تصمیم آینده بی ربط باشند. این که آیا ساخت یک فروشگاه یک ایده خوب یا بد بود ، هر تصمیمی که پیش می رود باید فقط سودآوری آینده فروشگاه را در نظر بگیرد. به عنوان مثال ، فرض کنید هزینه های ورود والمارت 100 میلیون دلار بوده است که از این تعداد 30 میلیون دلار قابل بازیابی بود. همچنین فرض کنید مدیران والمارت ارزش فعلی تخفیف سود مورد انتظار را 120 میلیون دلار تخمین زده اند و بنابراین تصمیم به ساخت فروشگاه گرفتند. با این حال ، پس از ساخت ، آنها متوجه می شوند که تقاضای بد را بیش از حد ارزیابی کرده اند. مدیران برآورد خود را از سود آینده نیمی از 60 میلیون دلار تجدید نظر می کنند. آنها اکنون از ساخت فروشگاه پشیمان هستند. این یک سرمایه گذاری بد بود. اما آنها هنوز هم باید فروشگاه را باز نگه دارند زیرا با بستن فروشگاه و فروش دارایی های آن بیشتر از آنچه می توانستند بدست آورند.

حتی اگر اصل اقتصادی مشخص باشد ، مردم به جای نادیده گرفتن آنها ، هزینه های غرق شده را در محاسبات خود شامل می شوند. این یک مشکل فراگیر است که به آن نامی داده می شود که غرق هزینه های غرق شده اشتباه در شامل هزینه های غرق شده در تصمیمات آینده است ، حتی اگر باید به درستی نادیده گرفته شود. بشر

مغالطه هزینه غرق شده ، اشتباه درج هزینه های غرق شده در تصمیمات آینده است ، حتی اگر آنها باید به درستی نادیده بگیرند.

آشنایی با رمزارزها...
ما را در سایت آشنایی با رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهاءالدین خرمشاهی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 23 اسفند 1401 ساعت: 14:55