برای درک سوادهای دیجیتال ، باید با یک تعریف شروع کنیم. در دهه 1990 شاهد افزایش تحقیقات و دانشگاهیان در این موضوع بود. دانشمندان که مشتاق به برچسب این روش جدید برای یادگیری هستند ، تعاریف مختلفی را منتشر کردند.
گیلستر (1997) اظهار داشت كه سواد دیجیتال "توانایی درک و استفاده از اطلاعات انواع منابع دیجیتال" است. به عبارت ساده ، این "سواد در عصر دیجیتال" است (باودن ، 2008 ، ص 18). نویسنده دیدگاه کمی بحث برانگیز و بدون عارضه از این اصطلاح را به خود اختصاص می دهد و بیان می کند که اکنون برای زبان آموزان با استفاده از فن آوری های فعلی ضروری است.
در سال 1995 ، لانهام دیدگاه کمی محدود به سواد دیجیتال داشت. وی تعیین کرد که برای ایجاد منابع مختلف اطلاعات ، شکل جدیدی از سواد لازم است (Bawden ، 2008). منابعی مانند متن ، صوتی و تصاویر. این تعریف به دلیل عدم گسترش فناوری برای ترکیب هر دستگاه آینده مورد انتقاد قرار گرفت.
به گفته بایدن ، ایشت در سال 2002 بر تعریف گیلستر گسترش یافت و استدلال كرد كه سواد دیجیتال راهی برای تفكر یا طرز فکر خاص است. برای ESHET ، سواد دیجیتالی فراتر از شایستگی ها بود و وی ادعا كرد كه زبان آموزان سواد دیجیتال موظف بودند به روشی جدید و فناوری فکر كنند.
چند سال گذشته (2010 تا به امروز) منجر به گسترش تعاریف و نظریه های سواد دیجیتال شده است. در حالی که دانشمندان و دانشگاهیان همچنان به تحقیق در مورد موضوع ادامه می دهند ، سازمان ها و نهادها شروع به ایجاد تعاریف متناسب با فلسفه های آموزشی یا دستورالعمل های برنامه استراتژیک خود کرده اند. کمیسیون ارتباطات فدرال ایالات متحده (FCC) پیشنهاد کرده است
بشربشربشرسواد دیجیتال به طور کلی به انواع مهارت های مرتبط با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات (فناوری های اطلاعات و ارتباطات) برای یافتن ، ارزیابی ، ایجاد و برقراری اطلاعات اشاره دارد. این مجموعه مهارتهای فنی و مهارتهای شناختی است که افراد برای استفاده از رایانه ها برای بازیابی اطلاعات ، تفسیر آنچه می یابند و درباره کیفیت آن اطلاعات قضاوت می کنند ، استفاده می کنند. این همچنین شامل توانایی برقراری ارتباط و همکاری با استفاده از اینترنت از طریق وبلاگ ها ، اسناد خود منتشر شده و ارائه ها و سیستم عامل های شبکه های اجتماعی مشترک است.
بلشاو (2012) به رسمیت شناختن بسیاری از تعاریف سواد دیجیتال و ماهیت در حال تغییر فناوری ، تعریفی را ایجاد کرد که شامل هشت عنصر اساسی سواد دیجیتال بود.
در پایان نامه دکتری خود ، بلشاو هر عنصر را بررسی می کند:
فرهنگی: "نیاز به درک زمینه های دیجیتالی مختلفی که ممکن است یک فرد تجربه کند" (ص 207)
شناختی: "نه تمرین استفاده از ابزارها ، بلکه عادات ذهن چنین استفاده ای می تواند ایجاد شود" (ص 208)
سازنده: ایجاد یک محتوای اصلی از طریق ریمیکس کردن محتوای منابع دیگر
ارتباطی: "آجیل و پیچ و مهره های نحوه برقراری ارتباط در محیط های شبکه دیجیتال" (ص 209)
با اعتماد به نفس: "درک این که محیط دیجیتال می تواند در مورد آزمایشات بیشتر از محیط های فیزیکی بخشنده باشد" (ص 210)
خلاق: امکان انجام وظایف به روشی جدید
بحرانی: برای مشاهده یا تأمل در مورد مشارکت کنندگان دیجیتالی و تأمل در مورد مشارکت کنندگان و پرسیدن سؤالات بر اساس ساختار قدرت و فرضیات پشت سواد دیجیتال.
Civic: "توانایی استفاده از محیط های دیجیتالی برای خود سازماندهی در حرکات اجتماعی" (ص 214)
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد 8 عنصر سواد دیجیتال بلشاو ، بحث زیر را تماشا کنید:
سرانجام ، سازمانهایی مانند کمیته مشترک سیستم های اطلاعاتی (JISC) در مورد بحث سواد دیجیتالی شرکت کرده اند. در حالی که این سازمان در انگلستان به استفاده از فناوری دیجیتال در آموزش و تحقیقات متمرکز است ، آنها تعریف سواد دیجیتالی را فراتر از FCC گسترش داده اند. در سال 2014 ، آنها نتیجه گرفتند که سواد دیجیتال "توانایی هایی است که شخصی را برای زندگی ، یادگیری و کار در یک جامعه دیجیتال متناسب می کند". در حالی که این ممکن است ساده به نظر برسد ، JISC تعریف خود را با هفت عنصر سواد دیجیتال تکمیل کرده است که زبان آموزان باید در یک جامعه امروز در آغوش بگیرند.
JISC این هفت عنصر را برای نشان دادن ماهیت پیچیده سوادهای دیجیتال گنجانیده است. این یک ذهنیت یا یک تعریف ساده و بدون عارضه از استفاده از فناوری پیشی می گیرد و تصویری واقع بینانه از آنچه زبان آموزان برای موفقیت در جامعه لازم دارند ، نشان می دهد.
تکامل سواد دیجیتال در طی 20 سال گذشته تغییر کرده است و به گفته بلشو ، همچنان به تغییر می پردازد تا ماهیت فناوری در جامعه را منعکس کند.